فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 26 روز سن داره

بهشت من تویی

هیجده ماهگی فاطمه نازم مبارک...

سلام دسته گلم  عشق مامان خووبی؟ قربون شکل ماه دختر نازم برم . هجده ماهگیت مبارک نانازی . گل مامان کم کم داری برای خودت خانم میشی و همه چیزارو میفهمی. دایره کلمات و بیانت تو این مدت خیلی زیاد شده و سعی میکنی کلماتی که میشنوی تکرار کنی. و  کارایی که میبینی، تقلید کنی و انجام بدی. وابستگیت هم نسبت به قبل به مامان زیادتر شده. هفتمین مروارید گلم داره کم کم بیرون میاد و به این خاطر اینروزا بیشتر از همیشه اذیت میشی. بعد از در اومدن چهارمین دندونت ، دو تا دندون جلویی آسیاب بالایی همزمان با هم در اومدن و دو تای قرینه پایینی هم داره همزمان با هم بیرون میاد.  عزیزکم واکسن هجده ماهگی دخترم رو با یه هفته تاخیر بردیم...
19 دی 1392

عکسای تا قبل از 17 ماهگی نازنینم

اینجا دخترم تو گهواره علی اصغر (ع) در روز عاشورا ا ینم کیک تولد کوچولوی سه نفره فاطمه خانم که خیلی بهمون خوش گذشت و نانازی کلی برامون  نینای کرد دخمل گلم سوار سه چرخه کادوی بابا مهدی . الان خودش براحتی سوار میشه و پیاده میشه. اینجا پرسیدم زبونت کجاست؟ بیرون آورد زبونشو!   فاطمه گلی اوایل فصل پاییز تو بغل خاله به ددری با مامان و خاله بقیه تو ادامه مطلب: این هم عکسای یکروزگی و هفت روزگی  محمدپارسای نازنینم، عزیز دل خاله و  بزرگمرد کوچک خانواده ما ، قدمش الهی که مبارک باشه.   فاطمه تو پارک بازی اوایل ماه محرم با بابا مهدی و مامانی ، عاشق تاب و سرسره هست دخملم  ...
11 آذر 1392

دختر مهربون مامان

سلام سلام فاطمه خانم گلمون الان 13 ماهو بیست روزشه. عزیزم سیزده ماهگیت مبارک عزیز دلم قبل از شروع عید فطر سه روز تب کرد. تب شدید 38 درجه و بالاتر.الهی که بلا ازت بدور باشه. روز چهاشنبه سر کار نرفتم صبح نوبت گرفتم براش دکتر مدنی. عصر تو مطب دکتر با اینکه تب داشتی و دو تا لپت سرخ شده بود ولی بازی میکردی و به همه جای مطب سر میزدی و دوست داشتی با بچه ها ارتباط برقرار کنی. دکتر هم که دخملمو معاینه کرد گفت هیچیش نیست و برات آزمایش نوشت. آزمایشتو صبح روز 5 شنبه انجام دادیم . جواب همگی خوب بود و چون دکترت نبود بردیم نشون دکتر دیگه ای دادیم. تو این مدت با مسکن و پاشویه تبت رو کنترل میکردم . عصر 5 شنبه تب دخملم ...
28 مرداد 1392

اندر احوالات شیطونیای فاطمه قشنگم

 سلام سلام  میبینیم که دخمل مامان به همه وسایل خونه کار داره الا اسباب بازیاش ! ببینید چه عروسک خوشکلی دارم...   اینجا هم دارم کتابارو خط خطی میکنم با مداد! اینجا هم ظهر بعد از یه عالمه بازی و گشت و گذار لالا کردم. اینجا دارم به مامانم بیسکویت میدم بخوره اینجا هم معلوم نیست فاطمه کوچولو تو چه فکری هست! اینجا هم دارم وسایل توی کمدمو کندو کاو میکنم همه رو بیرون میریزم ببینید چقدر شیطونی میکنم و همه جارو بهم میریزم... فاطمه گلم با کفشای کوچیکش پنجشنبه کلی پیاده روی کرده. الهی قربون اون شکل ماهت برم.... بوس برای دخملم ...
15 مرداد 1392

فاطمه گلم 13 ماهگیت مبارک

سلام سلام کی ماهه کی ستاره کی توی دستاش گل دوستی داره سلام خوشکل مامان 8 مرداد ، 13 ماهگیت مبارک دخملم ببین چقدر زود بزرگ میشی این چند روزه دوستای کوچولو پیدا کردی. امیر محمد دو ماهه و امیر علی 5 ساله نی نی های خاله زهرا که از قزوین اومده بودن خونه مامانش اینا و خونه ما هم اومدن. با امیر علی که لجبازی میکردی و دستتو تو چشمش میکردی و نمیگزاشتی دست به اسباب بازیات بزنه. نی نی خاله زهره که اسمش روژان هست و هشت ماهشه و ما رفتیم خونشون و خیلی دوستش نداشتی و باهاش بازی نمیکردی و سرت تو کار خودت بود آیلار دختر خاله فاطمه جون که اومده بود خونه مامان بزرگ ، آیلار رو دوست داشتی و هر جا میرفت دنبالش میرف...
12 مرداد 1392